اخبار

یادداشت رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان با عنوان "روزه؛ مشق خویشتنبانی"

یادداشت رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان با عنوان "روزه؛ مشق خویشتنبانی"
رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان یادداشتی با عنوان "روزه؛ مشق خویشتنبانی" منتشر کرد.

به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان؛ میثم نمکی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان یادداشتی با عنوان "روزه؛ مشق خویشتنبانی" منتشر نمود.

در متن این یادداشت آمده :

هرچند می دانستیم در وجود انسان - که در خلقتش لطافت و ظرافتی پیچیده است. جمیع خصال نیکو و پسندیده موجود است و در او سرمایه های گرانقدری نهاده شده و بالقوه ، جهانی پیچیده دراوست و حتی خلعت خلیفه الهی بر قامتش دوخته اند؛ اما اولاً کشف این سرمایه ها و جهان پیچیده شده دراو، به آسانی میسور نیست، ثانیا نگاهبانی آن محتاج اسبابی است و دیگر اینکه بکارگیری آنهمه ذخایر و منابع، بدون بصیرت و نصرت ناممکن است. از این سخن به خوبی می توان فهمید که انسان، به تنهایی قادر نیست این راه ناآشنا و پر پیچ و خم را طی کند و خود را از خطرات وارهاند. یعنی از آشنایی نباشد، او سرگردان و پریشان در عالم به تیر غربت گرفتار خواهد آمد. از این رو خالق این آفریده شگفت انگیز که می داند او (انسان) طاقت غربت و تاب ظلمت را ندارد و هوی پر ستی  این طفل گریز پای او را به بیراهه می کشاند ، برایش مراقبی گمارده تا او به مراتبی دست یابد. بنابراین مربی و مدرسی لازم است ؛ مدرسی که با درس آموزی اش ، در طول طریق، طوق طغیان را از گردن او وانهد و به معبری معتبر راه نماید و مربی ای که با نفش،نفس او را احیاء کند و تا مأمن و معرفت رهنمونش باشد تاروح ، آزادانه و فکر، مدبرانه در فضای حیات جاودانه جایگاه خود را بیابد. از اینجاست که جایگاه تربیت و منزلت مربی در حیات تکوینی و روند تکامل شخصیت آشکار می گردد اما براستی چه کسی می تواند مربی انسان باشد؟ ناگفته پیداست که تربیت، حکمت نهفته و راز شگفت خلقت هستی است همه چیز در این هرم هستی به نوعی تربیت و پرورانیده شده است هر موجودی که نشانه ای از حیات در اوست، محتاج تربیت است و این مهم به طرق مختلف انجام می گیرد اگر از افرینش هستی و جلوه های آن - که همگی ناگزیر از تربیت اند بگذریم در مورد انسان که عصاره خلقت است . یا بیشتر تأمل کنیم از سویی هیچ مکتبی چون اسلام به انسان اهمیت نداده است. ارزش و منزلت شایسته انسان در رویکرد تعلیم و تربیت، حساسیتی خاص و تعلیم و تربیت اسلامی (که خاستگاهی توحیدی دارد) صحیح ترین مبانی و معانی انسانی را مطرح کرده و اسباب مختلفی را معین نموده که می تواند نقش مربی را بعهده بگیرد. خدا به انسان «کرامت» و «ارزش ذاتی» عطا نمود تا او آنچنانکه در خور اوست دنیا را تفسیر کند پس مقدمات استفهام و ابزار هدایت را (که بمنزله مربیان انسان است) فرو فرستاد تا انسان بر صراط مستقیم قرار گیرد. دلیل اینهمه توجه، آن است که نوع تربیتش مؤلفه ممتازی در تمایز او با سایر مخلوقات است. اگر از نمای ظاهری تربیت بگذریم که جمیع آراستگی ها و فضایل صوری را سبب می شود ، صورتی از این نما در ضمیر ناپایداری آدمی متجلی است و این هیأت اخیر، دامنه ای گسترده دارد و زمانی خود الهی خویش را آشکار خواهد کرد که بستر مساعد و مناسبی برای خویش بیابد. یعنی اگر« درون» از ناملایمات و تضاد منشی ها مصونیت پیدا کند و «تربیت» اثر خویش را گذاشته است و« تربیت روحی» یکی از بایسته هایی است که می تواند فضایی عطرآگین از معرفت و معنویت بوجود آورد و با تلطیف و تزکیه آن، جان، جلالی دیگر می گیرد ولی اندک تسامحی می تواند ، آفاتی زیانبار به همراه داشته باشد اما می دانیم که انسان رها شده نیست و پروردگاری دارد برای پالایش روح از زنگارها و تیرگی ها، شیوه های متعددی وجود دارد که این مبتنی بر قابلیتهای قابل است، انسانهای بزرگی که به جز رنگ خدایی، هیچ رنگ و ریایی در کارشان

نیست و وارسته از خود و وابسته به خدا کا شده اند؛ بیش از هر چیز در «مراقبت از نفس» کوشیده اند و به مراتبی عالی دست بافته اند. دیگران نیز به تناسب ویژگیها و ظرفیتهای با وجودی خویش، درصدد اهداف متعالی بوده اند که نهایت آرزویشان است، اما مربیان کدامند؟ با کلام الهی، کلمات ائمه معصومین و حکما و  عقلای عالم و حتی طبیعت در زمره مربیانی هستند که با تمسک به آنها راهها هموار می شود و«روح» فضایی برای جولان می یابد و جالب آن است که تمام اینها تکالیفی است که در نظام  تربیتی اسلام، جایگاهی ویژه به خود اختصاص داده است و به اندازه ای این راهها، روشن و با صراحت از آن سخن رفته که انسان نه می تواند در مقام انکار آن برآید و نه می خواهد. «روزه»؛ بعنوان جلوه ای از نظام تربیتی اسلام، فریضه ای است که نه تنها به انسان جهت می دهد بلکه آن آیینه ظریف و لطیف دل «روح» را شفافیت می بخشد و آن را آماده می کند تا از فیوضات و برکات بیشماری بهره مند شود و در واقع با عمل به این فریضه (و دیگر واجبات )انسان را در مقابل خطرات و خطاها و ... مصونیت می دهد. با روزه می توان عملا امر مربیگری را به انجام رسانید و با تمرین درس خویشتنبانی، روح را تعالی بخشید. به عبارت دیگر، روزه، تنها رفع تکلیف، عبادت محض و یا امساک از خوردن و آشامیدن نمی باشد و حتی به منزله تحمل گرسنگی و تشنگی هم نیست بلکه تغذیه ای است، که روح بدان نیازمند است و یک شیوه تربیتی صحیحی است که اراده را تقویت و موجب تقوی می شود. کسانی که از اسارت نفس رهایی یافته اند و با  انگیزه های عالی اهدافی بلند را تعقیب می کنند و انسانهایی که بر قله اراده تکیه زده و بر مسند عزت جلوسی حکیمانه و خردمندانه دارند، بی گمان از نسیم رحمانی عطر معنویت بر آنها وزیده است و از باغستان حیات معنوی خوشه ای چیده و بهره ای برده اند. برای رسیدن به این رتبه روزه از جمله کلیدهای رستگاری است، با گذر از این نردبان سعادت می توان جایگاهی رفیع و مقامی بدیع برای خویش فراهم آورد زیرا این اصل، فرعی از فروع دین و شاخه ای پیوند خورده به شجره دین است که ریشه ای عمیق در نبض حیات آدمی و کانون همه انگیزه ما (یعنی دل) دوانیده است.

 در اهمیت، فضیلت و جایگاه ویژه روزه؛ نکات و عبارات بلندی آمده است؛ آنچنانکه روزه بر مؤمنان نوشته (واجب) شده است؛ وجوب روزه، اهمیتی در خور دارد. روزهای آن به عنوان «ایاماً معدودات، یاد شده است؛ تعین روزهای خاص، خاصیتی قابل توجه دارد.

روزه را آزمون اخلاص دانسته اند، آن را سپر آتش قلمداد کرده اند؛ آن را رکنی از ارکانی گفته اند که اسلام بر آن استوار است از روزه به عنوان نوعی جهاد یاد کرده اند و آن را وسیله نجات از خطرات گمراهیها ذکر کرده اند. نزول کلمات نورانی خدا (قرآن) و قرار گرفتن شب قدر (که از همه شبها بهتر و برتر است) در این ماه ورجحان و برتری رمضان در میان ماهها از فضیلتهای دیگری است که که بر قدر و فضیلت آن می افزاید.

پیامبر گرامی اسلام، فضیلتهای ماه مبارک رمضان را در خطبه ای غرا بر شمرده که پاره ای از آن نکات مهم چنین است. 1- ماه خدا، ما، برکت و رحمت و آمرزش به مردم رو کرده است ۲- ماه رمضان، ضیافت ا... است ۳- نفسها در آن ثواب تسبیح دارند و خوابها عبادت محسوب می شوند ۰۴ عملها مقبول می افتد و دعاها مستجاب می شود ۵-درهای بهشت در این ماه گشوده است. همه این کتاب مبین آن است که روزه ورایی فراتر از یک عمل ظاهری است، یعنی می خواهد بگوید صوم صورت (ظاهر) گرچه قابلیت و پاداشی دارد اما صوم سیرت (نفس) است که سر منشاء بسیاری از بایدها و نبایدها می شود. انسان با صوم سیرت، به مقابله با همه عادات ناپسند می پردازد و با تمرین صبر و استقامت در اراده به ثبات و اقتدار شخصیت انسانی می رسد، تا با مرتفع ساختن نابسامانیهای روحی و روانی، سیر دیگری در تحولات وجودی اش برای حضور یافتن در محضر الهی ایجاد نماید.

میثم نمکی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان

 

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ ۰۷:۱۱

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید